|
سیاست ورزی مدرن
سیاست ورزی مدرن سیاست عرصه داد و ستد است، عرصه عقل است و بده و بستان در چارچوب تفکر کلی ای که به آن باور داریم. یکی از مهمترین عرصه های تجلی سیاست ورزی مدرن، در انتخابات تجلی می یابد. نیروهای سیاسی و بالاخص احزاب است که بیشترین بازار را برای عرضه خود می بینند. در عین حال سیاست یعنی تلاش برای کسب قدرت و کارویژه احزاب هم تلاش برای ایجاد، کسب و نگهداری قدرت است و اگر چیزی جز این باشد، اصلاْ حزب نیست و فرقی با یک «سازمان غیر دولتی» ندارد. از همین منظر و اگر به نگاه فوق باور داشته باشیم، می توان از چند زاویه به انتخابات آتی ریاست جمهوری نگریست. اگر ما به سیاست به دید ارزشی بنگریم و اگر اولویت ما از سیاست ورزی، دموکراسی خواهی، حقوق بشر و جامعه مدنی باشد-که هست- باید بپذیریم که از هم اکنون در انتخابات شکست خورده ایم. چون «دموکراسی خواهان» در انتخابات آینده به هر دلیلی از داشتن کاندیدا محروم هستند. برای هیچ یک از کاندیداهای حاضر در عرصه انتخابات، دموکراسی خواهی و حقوق بشر به عنوان یک گفتمان غالب مطرح نیست، هرچند که مهندس موسوی از "کرامت انسانی" دم می زند و «عماد الدین باقی» به عنوان یک فعال حقوق بشر و از اعضای ارشد ستاد کروبی، پیشنهاد تشکیل وزارت حقوق بشر را می دهد. لذا اگر از این منظر به انتخابات نگریسته شود، می توان به گزینه «عدم شرکت» هم فکر کرد هرچند که «تحریم» یا عدم شرکت زمانی معنی دارد که کاندیدای ما به هر دلیل غیر قانونی توسط حاکمیت از شرکت در میدان انتخابات محروم شود مانند دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و یا دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری که در ابتدای امر دکتر معین بصورت غیر قانونی رد صلاحیت شد. اما اگر از این منظر بنگریم که فقط می خواهیم از وضعیت بحرانی موجود خلاص شویم و قصد آن داریم که کشور را از سوء مدیریت احمدی نژادی نجات دهیم و همچون اصلاح طلبان از اصول اصلاح طلبی عدول کرده و فقط به «تغییر سازنده» وضع موجود بسنده کنیم، اینجاست که باید قدری بیشتر تامل کنیم و با عقل معیشت اندیش و مصلحت بین تصمیمی در خور وضع موجود بگیریم. در این صورت لازم است که با کاندیداها وارد شور و مذاکره و بده و بستان شویم و به معنای واقعی کلمه . به هر روی اگر مراد از شرکت در انتخابات فقط تغییر وضع موجود است، به زعم من نیازی نبود که طیف های مختلف اصلاح طلبان در این انتخابات بصورت تمام قد از کاندیدایی حمایت کنند، زیرا که ضرورت تغییر را هم اکنون بسیاری از عقلای جناح راست و حتی حاکمیت دریافته است. در این صورت اصلاح طلبان می توانستند فقط خواسته ها، آرمان ها و اهداف خویش را در برهه زمانی انتخابات به مردم عرضه کنند تا ذهن مردم آماده درخواست و مطالبه آنها از رئیس جمهور بعدی باشد، همچنین در این حالت با رئیس جمهور شدن یک اصولگرا، این طیف مجبور بودند که خود جور تمام خرابی ها و نابسامانی های حاصل از سیاست های نابخردانه و غیر معقولانه سیاست های دولت اصول گرای پیش از خود را بکشند. اما اصلاح طلبان برای آنکه از جانب افکار عمومی متهم به استفاده از استراتژی سلبی نشوند، استراتژی خویش در این انتخابات را «تغییر سازنده» اعلان کرده اند. هرچند که من هنوز مفهوم این تغییر سازنده را درک نکرده ام،اما اگر مراد از این استراتژی جلوگیری از بدتر شدن فضا و دوره گذاری برای ایجاد زمینه مناسب برای بازگشت دوباره اصلاح طلبان به قدرت باشد، باز هم به زعم من موضع گیری اصلاح طلبان بیش از آنکه از روی منطق و تعقل باشد، ناشی از تعارف و رو در بایستی بود. نمی توان قائل به سیاست ورزی مدرن بود-که اصلاح طلبان ادعای آن را دارند- اما از روی احساسات و عواطف تصمیم گرفت، نمی توان قائل به سیاست ورزی مدرن بود و فقط بر این اساس توصیه فردی-هرچند بزرگ کاریزماتیک- از فردی حمایت کرد، نمی توان به سیاست ورزی مدرن قائل بود اما در حمایت از فردی، سهم خواهی نکرد. به هرحال این ساده ترین راهی بود که اصلاح طلبان انتخاب کردند و البته همیشه ساده ترین راه بهترین راه نیست. شاید اگر اصلاح طلبان در چارچوب اهداف و خواسته هایشان حاضر به مذاکره و بده و بستان و در یک کلام سیاست ورزی مدرن بودند، نتیجه آن همینی میشد که اکنون هست، اما در آن صورت پذیرش آن برای بدنه حامی بسیار راحت تر و سهل تر بود. لکن این احتمال هم وجود داشت که بعد از سبک و سنگین کردن اوضاع، بهتر ان بود که کاندیدای حزبی معرفی می شد، همچنین شاید به این نتیجه می رسیدیم که باید موتلف نو بر گزینیم و سراغ فردی مانند عبدالله نوری برویم و حتی شاید بعد از در نظر گرفتن هزینه ها و فایده ها، کروبی می توانست گزینه ما باشد، حتی می توانست هیچ کدام از اینها نباشد و اصلاح طلبان به این نتیجه می رسیدند که عدم شرکت بهترین راه است که در این صورت چون این روند بر اساس فرآیندی درست شکل گرفته، تمام نتایج محتمل آن محترم و راحت تر قابل قبول بود، اما متاسفانه اصلاح طلبان همیشه عادت کرده اند که راحت ترین راه و سهل الوصول ترین آن را برگزیدنند که البته در این صورت دیگر سیاست ورزی معنایش را از دست می دهد.
|+| نوشته شده توسط مصطفی رسته مقدم در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:18 |
|


